دل نوشته های  یک پسر
هرچیز که بوده گذشته و آینده نیز نیامده....گاهی سفری به  گذشته میکنم و گهگاه سری به آینده میزنم اما  در حال زندگی میکنم.....

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

بخندم یا گریه کنم

یا برم تو خودم

یا با حبث کردن صدا اشک رو تهدید کنه به نیومدن

نه

نه

نه

 نمیخندم

نه گریه نمیکنم

فقط صدارو حبث میکنم

اشک رو تهدید میکنم

نه  از خدا شکایت کنم  چرا ؟ خودم کردم خدا بگه کرده

از زمونه؟

زمونه چیکارست خودم کردم

همیشه  ترس همسایه منه

قانونم این بوده و هست

و خواهد بود

غم   غصه 

دل

خندم میگیره ازاین کلمه دل

دل سیر چند  داداش

کاش

ای کاش

کاش رو کاشتن چیزی سبز نشد

همه شاید بگید این امین   دیونه شده

شاید باور نکنید اما شدم

دیونه چی  عرض کنم

در اصل خسته شدم

خسته شدم از اینکه همه با هم میان

همه با هم عاشقت میکنن

بعد همه با هم میرن

همشم روی حساب خودت

روی اخلاق  عوضی خودت

دیروز به سپهر گفتم دیگه حق نداری کنارم بشینی

هیچی نگفت گفت من میرم خونه خودمون

 

دیگه جوابم رو نداد

فقط اس فرستاد  من جون مادرم رو قسم خوردم

تا اخرین لحظه عمرم با تو باشم کنار تو

دوست دارم به خدا

گریه ....:((

زندگی واسم بی معنی شده

با این سن  همه میگن تو آدم نیستی

تو  مریضی

مشکلت چی هست

چی مرگته

نمیدونم به خدا نمیدونم

یکی قلبم رو گرفته تو دستش فشار میده

با دنیا میخوام دعوا کنم

به همه حتی عزیز ترینام

به همه تیکه میندازم

به همه توهین میکنم

از همه دور میشم

تو اوج خنده یکی  ناراحتم

به همه زهر میکنم روز  رو چون امین ناراحته

میخوام تو خونه بشینم

نه دعوا کنم

نه تیکه بندازم

نه توهین کنم

نه نزدیک شم که بخوام دور شم

نه تو محل باشم که کسی ازم ناراحت شه

داغون  داغونم   داغون  داغون

زمان زمان دعوا دارم

هیمن

السلام علیک یا ضامن اهو


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی ماه سال 1390 توسط پسری از دیار مجبت

ادم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه

تقدیم به کسی که ندیدنش مثل فراموش کردنش  غیر ممکن هست!

(کسی بجوز از جنس خودمون معنی خنده های منو سپهر رو نمیفهمه !!!!!!!

خنده ما از گریه غم انگیز تر است

کارمان  از گریه گذشت است بدان میخندیم

چون منو سپهر هر دو میدونیم

واسه منو سپهر خنده حروم هست

و وقتی میخندیم فردا میاد جلو چشم دوتامون

فردایی که باید دل کن فردایی که باید دیگه نخندید

منظورم این بود داداش هومن قسد بی احترامی نداشتم

بد برداشت شد

یک مثال میزنم بفهمید قشنگ

یک گل  لاله دارید تو دستتون

و از با اون بودن لذت میبرید

اما  خبر دارید که این  گل لاله شاید 1ساعت دیگه بمونه واستون

چی حسی دارید تمام اون یک ساعت تلخ نمیشه بهتون

چون میدونید حق داشتنشو ندارید چون قانون طبیعت میگه گل لاله یک روز زنده میمونه

داداشی منو سپهر هم همین شکل بود

درسته میخندیدیم  یادت هست میرفتیم تو  خودمون

یا به قول سپهر تو کنبا ت  میرفت

من قشنگ درک میکردم منظورشو

یادت نشه منو سپهر یکی هستیم یادت نشه اون نمیگفت از چی رفته تو خودش

اما من قشنگ درکش میکردم

ببخشید زیاده گفتم

پشت هر کوه سبزه زاریست پر یاد خدا

و در آن باغ کسی میخواند خدا هست

دگر غصه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همین

یاحق

السلام علیک یا ضامن آهو


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی ماه سال 1390 توسط پسری از دیار مجبت

 

 

با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف

اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند

در زندگی زخمهایی است که مثل خوره روح را

آهسته در آنزوا می خورد ومی تراشد این درد ها رانمی شود به کسی گفت چون مردم عادت دارنداین دردهای باور نکردنی را جز اتفاقات

نادر وعجیب بشمارند واگر کسی بگویدیا بنویسد مردم سعی می کنند با لبخند شکاک تمسخر آمیز تلقی کنند.چون بشر هنوز چاره ای

برای آن پیدا نکرده وتنها چاره آن

فراموشیست

فراموشیست

فراموشیست

فراموشیست

فراموشیست

فراموشیست

فراموشیست

گفت :دعا کن که بیاید......

گفتم: آنکه با دعا آید به نفرینی میرود.......

خواستی بیایی بادعا نیا با دل بیا..............

یکی بهم میگه

اگه بجنگی ممکنه بمیری.....

فرار کنی زنده میمونی  . دست کم مدتی . اما چند سال بعد تو رختخوابت میمیری!

تو کدوم رو انتخاب کردی؟!!!

جواب

روزی  ب دونیا  آمدم و روزی خواهم مرد  !

اما

ایستادگی خواهم کرد تا دنیای انسان هارا با حیوانات پیوند بزنم

من گرگ رو دوست ندارم اما خرگوش رو دوست دارم

میشه یک گرگ رو کشت

ده گرگ رو خفه کرد

100 گرگ رو نابود کرد زندانی کرد کشت

اما خرگوش آزادی میخواد

خرگوش آزادی میخواد حتی به قیمت خورده شدن به قیمت کشته شدن

من قولی دادم که در مقابلش قول دادن گرگ ها

که خرگوشم آزاد باشه

خرگوشم  بخنده

من قول دادم دل فدای خرگوشم کنم

چندتا آپ قبلیمو بخونی میفهمی من از کدوم دسته از ادما هستم

کسی بجوز از جنس خودمون معنی خنده های منو سپهر رو نمیفهمه !!!!!!!

*****مهربون میگم چون وقتی دوست داره بهت عشق میورزه

دلسوز وقتی دوست داره خودشو *خیلی جا ها فدای تو میکنه حتی اگر

به زلرش در بیاد اما نمیخواد تو ضربه بخوری*

خیلی خیلی باهوشه *چون شرایطی که توش هست رو کاملا درک میکنه *بماند

شرایطی که* طرف مقابل هم داخلش هست رو هم کاملا میفهمه

و میدونه چیکار کنه که طرف مقابل رو از خیلی فشار ها آزاد کنه*

از حالت چهره حتی تن صدات میفهمه که در چی شرایطی هستی*****

داداش هیچی واسه گفتن ندارم

فقط میتونم بگم این قانون هایی هست که با هاش بزرگ شدیم ما

حتی روم نمیشه بگم ببخشید

چون نامردی هست همین درخواستی

همین

یاحق

السلام علیک یا ضامن آهو


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 دی ماه سال 1390 توسط پسری از دیار مجبت
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>

قالب وبلاگ